معنی خاطره: آنچه بر کسی گذشته و در حافظه اش مانده معنی حافظه: عارضه ی ضبط و نگهداری مطالب و وقایع معنی عارضه: اتفاق، پیشامد معنی فاصله: مسافت بین دو چیز یا دو کس معنی انتخاب: بیرون کشیدن کسی از میان گزینه
صداسیما چه باحال شده. اول مهران مدیری درباره فحش های کش دار و لک لک هایی که بچه ها رو میارن برای مامان باباهاشون حرف میزنه. و قیمتم میاد فرق محل قرار گیری پاچه ی شلوار تو ایران و اونور آب رو میگه. بع
از خوب هایی که هروقت یادش میفتم ناخودآگاه نیشم باز میشه، قراری بود که با ز_ فیکس کردیم :)
یه اکیپ چارتایی ساختیم برای شمال. با ن_ و ه_
بعد یادمون افتاد که آ_ج_ رو جا انداختیم
چقدر خندیدیم اون شب...
۱- دلم برای آقا تنگ شده. دلم برای آقاجون گفتن هاش و برای شعرخوندناشو برای اصطلاحات مخصوص خودش و برای مهربونیاش بی نهایت تنگ شده.۲- بابای آشیخ م_ فوت کرده و چقدر دلگیرانه ست! که برای کتاب جدید مستور خوشحا&